یوحنا ۱۴:۹-۱۰ - عیسی پاسخ داد: «هر که مرا دیده، پدر را دیده است! سخنانی که میگویم از خودم نیست، بلکه پدری که در من ساکن است، کارهایش را از طریق من انجام میدهد.»
اگر می خواهیم خدا را بشناسیم، پس باید عیسی را بشناسیم. و خوشبختانه چهار کتاب کامل از کتاب مقدس به زندگی عیسی اختصاص داده شده است. ما آنها را انجیل می نامیم - متی، مرقس، لوقا و یوحنا.
از طریق این مجموعه، ما از طریق کتاب یوحنا و مشاهده راه عیسی کار می کنیم. چیزی که ما متوجه می شویم این است که روش عیسی متفاوت است.
بنابراین، هنگامی که از عیسی پیروی می کنید، مردم فکر می کنند که شما متفاوت هستید. اما هی، ما همه با هم متفاوتیم.
هفتهی گذشته ، عیسی به ما آموخت که اگر میخواهید به روشنی ببینید و فریب نخورید، باید با آب کلام خدا بشویید. همین که در کلام خدا غرق میشوید، تمام آلودگیهای زندگی را میشوید و از بین میبرد.
این روزها افراد زیادی هستند که سعی می کنند در مورد مسائل اخلاقی و نحوه دوست داشتن مردم به ما بیاموزند. همه آنها نیت خیر دارند، اما سعی می کنند مشکلات جهان را بدون کلام خدا حل کنند.
اگر کتاب مقدس منبع اصلی اطلاعات شما نباشد، درک شما ناقص خواهد بود. ممکن است درست به نظر برسد و احساس خوبی داشته باشد، اما اگر با کلام خدا مطابقت نداشته باشد، دقیق نیست و نتایج خوبی به همراه نخواهد داشت.
هر چیزی که یاد می گیریم، هر چیزی که می گیریم، هر چیزی که می شنویم باید از طریق کلام خدا فیلتر شود. و به محض اینکه متوجه شدید چیزی که آموخته اید با کلام خدا تضاد دارد، باید سریعاً آن فکر را اسیر کرده و به خدا بسپارید.
همه چیزهایی که درست به نظر میرسند، درست به نظر میرسند، اما با کلام خدا جور در نمیآیند، شما باید این چیزها را پیش خدا ببرید و از او بخواهید که شما را به تمام حقیقت هدایت کند. و سپس وارد کلام او می شوید و می گویید: «خدایا به من نشان بده. نه به روش من، بلکه به روش تو.»
آیا می خواهید در حقیقت قدم بردارید؟ آیا می خواهید خداوند در هر تصمیمی که می گیرید شما را هدایت کند؟
خدا می خواهد همه این کارها را برای شما انجام دهد. اما برای شنیدن صدای او باید کاملاً خود را تسلیم او کنید. اگر به دنبال خود، یا به کشیش، یا به استاد خود، یا به اخبار برای راهنمایی هستید، صدای خدا در این همه هیاهو مدفون خواهد شد.
خدا همیشه با شما صحبت می کند. اگر نمی توانید صدای او را بشنوید، به این دلیل است که سر و صدای زیادی در زندگی شما وجود دارد. بنابراین اگر می خواهید او را بشنوید، باید شروع به خاموش کردن همه چیز کنید.
ناامیدی های خود را خاموش کنید. اخبار را خاموش کنید دوستان صاحب نظر خود را خاموش کنید. خواندن رشته های QAnon را متوقف کنید. فقط آن را خاموش کنید تا زمانی که فقط شما و خدا باشید.
شگفت آور است که وقتی خودت را از این همه سروصدا جدا می کنی چقدر به وضوح صدای خدا را می شنوی. باید به جایی برسی که فقط برای راهنمایی به خدا نگاه کنی.
برخی دوست دارند استدلال کنند، "کاد، آیا نباید به حرف کارشناسان، دولت و مردمی که طرفداران زیادی دارند گوش دهیم؟" ام نه من کاملاً مطمئن هستم که خالق جهان رهبر بهتری از مجموع همه آنها خواهد بود.
فصل هایی در زندگی وجود دارد که بدون خدا می توانیم از پس آن برآییم. ما می دانیم که این بهترین زندگی ما نیست، اما خودمان را متقاعد می کنیم که به اندازه کافی خوب است.
سپس فصل هایی از زندگی وجود دارد که همه چیز به هم می ریزد و می فهمی چقدر به خدا نیاز داری. با این حال، افراد زیادی در چالشبرانگیزترین فصلی که هر یک از ما پشت سر گذاشتهایم، برای راهنمایی به همه به جز خدا روی میآورند.
بزرگترین آرزوی من به عنوان کشیش شما این است که به شما کمک کنم عاشق کلام خدا شوید. تا شما را به جایی برساند که بیش از هر چیز به کلام خدا ایمان داشته باشید. جایی که کتاب مقدس به حقیقت نهایی در زندگی شما تبدیل می شود.
اگر همه ما عاشق کلام خدا شویم، در هیاهوی سیاست و نژادپرستی و واکسن ها گرفتار نمی شویم. در عوض، قدرت خدا در ما کار خواهد کرد، زیرا ما بی نهایت بیش از آنچه که میتوانیم بخواهیم یا فکر کنیم، انجام میدهیم.
ما صدای شبان خوب، عیسی را دنبال خواهیم کرد. و این نتیجه خواهد بود:
یوحنا ۱۰:۹-۱۰ - من در هستم. هر که از راه من وارد شود، نجات خواهد یافت و به درون و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت.
عیسی نه تنها ما را نجات می دهد، بلکه ما را نیز تأمین می کند. وقتی به عیسی ایمان میآوریم، داخل و خارج میشویم و چراگاه مییابیم. به عبارت دیگر، استراحت پیدا می کنیم. ما تدارکات پیدا می کنیم. ما خانه خود را پیدا می کنیم.
عیسی در ادامه توضیح می دهد:
یوحنا ۱۰:۹-۱۰ - دزد نمیآید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن. من آمدهام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهرهمند شوند.
وقتی عیسی به شما زندگی ابدی می دهد، شامل این زندگی نیز می شود. این فقط یک بلیط بهشت نیست، بلکه انتقالی فوری به زندگی فراوان است که برای همیشه ادامه خواهد داشت.
اگر در آن راه نمیروید، به این دلیل است که به دشمن اجازه میدهید با گرفتار شدن در سر و صدای این زندگی، بدزدد، بکشد و نابود کند.
سر و صدا را خاموش کنید و با عیسی همراه شوید. او شما را در مسیر زندگی پربار هدایت خواهد کرد. آیا کسی هست که بخواهد بیشتر از زنده ماندن انجام دهد؟ آیا کسی برای زندگی فراوان است؟ عیسی از شما می خواهد که آن را داشته باشید. به عبارت دیگر:
وقتی مسیحیان این دروغ را باور می کنند که ما قرار است به سختی به اندازه کافی زندگی کنیم، بسیار وحشتناک است. ما فکر می کنیم، "چگونه می توانم از خدا چیزی در این زندگی بخواهم، در حالی که قبلاً بهشت به من داده شده است."
خیلی فداکارانه به نظر می رسد. اما در واقع خودخواهی است. علاوه بر این، شما قدرت خدا را کوچک می شمارید. او می خواهد این کارهای باورنکردنی را در زندگی شما انجام دهد و شما فقط دستان خود را دراز کرده و بگویید: «نه. آن را نخواه.»
عیسی آمد تا به شما زندگی فراوان بدهد. از لحظه ای که شما به عیسی بله می گویید شروع می شود و تا ابدیت شما را دنبال می کند. اجازه ندهید دشمن این را از شما بدزدد و آنچه را که عیسی به شما داد دریافت کنید: زندگی فراوان.
خداوند به من این توانایی را داده است که به تو نگاه کنم و توانایی های تو را ببینم. احساس میکنی گیر افتادهای، اما وقتی به تو نگاه میکنم، میتوانم ببینم که قرار است چه کسی بشوی. همین جاست، درست زیر سطح، آماده بیرون آمدن از توست.
تو را خدا خوانده است. وظیفه او برای شما در این زندگی باورنکردنی است. و برای قدم زدن در آن، فقط باید تصمیم بگیرید: «من زندگی رقت انگیزی ندارم. من در حال زندگی فراوانی هستم که عیسی به من داده است.» و سپس آن را گام به گام با ایمان بیرون می آورید.
من پتانسیل شما را می دانم. خدا از پتانسیل شما آگاه است. و این به شما بستگی دارد که شجاعانه همان چیزی شوید که خدا شما را به آن فراخوانده است. اگر بخواهید به جای زندگی کافی، در زندگی فراوان قدم بزنید، دنیا جای بهتری خواهد بود.
اکنون در کتاب یوحنا در نقطه ای هستیم که عیسی این خبر را دریافت می کند که دوستش ایلعازر واقعاً بیمار است. خواهرانش فکر می کردند که این بسیار فوری است، گویی ایلعازار می تواند هر لحظه بمیرد، اما عیسی چگونه پاسخ می دهد:
یوحنا ۱۱:۴ - این بیماری به مرگ منجر نمیشود، بلکه برای جلال خداست، تا پسر خدا از طریق آن جلال یابد.
مردم در این کتاب مقدس به هم می ریزند. این همان جایی است که کل این ایده از آن سرچشمه میگیرد که خدا به مردم اجازه میدهد بیمار شوند تا بتواند برای شفا جلال بگیرد.
باز هم، این یکی از آن چیزهایی است که به نظر خوب می رسد، اما با کلام خدا موافق نیست. با بقیه کتاب مقدس همخوانی ندارد. واضح است که برخی چیزها در ترجمه گم شده اند.
اما اگر این تنها کتاب مقدسی است که می خوانید، یک دروغ را باور خواهید کرد. و اگر به جای عشق ورزیدن به کتاب مقدس خود تنبلی کنید، دقیقاً همین اتفاق خواهد افتاد.
من انبوهی از متون مقدس را به شما میدهم که ثابت میکنند چقدر احمقانه است باور کنیم که خدا بیماری را برای جلال خود اجازه میدهد.
واضح است که خدا در کار شفا است. او نمی خواهد شما مریض باشید. او می خواهد که شما خوب باشید! پس بیماری از کجا می آید؟
اعمال رسولان ۱۰:۳۸ - و میدانید که خدا عیسی ناصری را با روحالقدس و قدرت مسح کرد. آنگاه عیسی به همه جا میرفت و کارهای نیک انجام میداد و همهٔ کسانی را که تحت ستم شیطان بودند، شفا میداد، زیرا خدا با او بود.
شفای همه کسانی که چه بودند؟ مظلوم شیطان. بیماری ظلم شیطان است نه درس خدا. خدا مریضی را بر سر شما قرار نمی دهد تا به شما بیاموزد.
هفته گذشته درباره زمانی خواندیم که شاگردان از عیسی پرسیدند که آیا آن مرد نابینا تقصیر اوست یا تقصیر والدینش. عیسی چه گفت؟
یوحنا ۹:۳ - عیسی پاسخ داد: «نه این مرد و نه والدینش گناه نکردند، بلکه تا اعمال خدا در او آشکار شود.»
صبر کنید... پس آیا این جمله ای است که خدا او را کور کرد تا عیسی بتواند بعداً او را شفا دهد؟ بله، حتی وقتی شخصیت خدا را درک می کنید، معنی ندارد.
اگر ما به عنوان افراد ناقص، بدانیم که چگونه به فرزندان خود هدایای خوب بدهیم، پدر ما در آسمان چقدر بیشتر به ما هدایای خوب خواهد داد؟
چند نفر از والدین در اتاق بیماری را به کودک شما تحمیل می کنند تا چیزی به او بیاموزند؟ هیچ کدام از شما! این کودک آزاری است! با این حال، ما می خواهیم این دروغ را باور کنیم که خدا برای جلال خود بیماری را در زندگی ما می آورد یا چیزی را به ما یاد می دهد؟
نه. ما این را باور نمی کنیم. خدا پدر خوبی است. او کلام خود را فرستاد تا ما را شفا دهد. او عیسی را فرستاد تا ما را شفا دهد. و او فقط هدایای خوب می دهد. برای ثبت، بیماری هدیه خوبی نیست.
بنابراین، با در نظر گرفتن شخصیت خدا، باید این کتاب مقدس را دوباره بخوانیم. راستش را بخواهید، فکر می کنم مترجم ها فقط علائم نگارشی را به هم ریخته اند.
یوحنا ۹:۳-۴ - عیسی پاسخ داد: «نه این مرد و نه والدینش گناه نکردند، بلکه تا اعمال خدا در او آشکار شود. من باید اعمال فرستنده خود را انجام دهم...»
به این ترتیب شما آن را در نسخه NKJV پیدا خواهید کرد. اما ببینید وقتی از علائم نگارشی متفاوت استفاده می کنید چه اتفاقی می افتد:
«نه این مرد و نه والدینش گناه نکردند. اما برای اینکه کارهای خدا در او آشکار شود، باید کارهای فرستنده من را انجام دهم.»
اکنون این چیزی است که با بقیه کلام خدا مطابقت دارد. خدا این مرد را بیمار نکرده است. پدر و مادرش هم همینطور. بیماری ظلم شیطان است و عیسی قرار است با بیرون راندن شیطان خدا را تجلیل کند.
بیایید به پاسخ عیسی در مورد بیمار بودن ایلعازر برگردیم:
یوحنا ۱۱:۴ - این بیماری به مرگ منجر نمیشود، بلکه برای جلال خداست، تا پسر خدا از طریق آن جلال یابد.
با مشورت کامل کلام خدا، اکنون می توانیم آنچه را که عیسی در اینجا می گوید درک کنیم. اگر او در سال 2021 اوکی بود، می گفت: «سلام. من می دانم لازاروس بیمار است، اما او نمی میرد. خوب، حداقل نه برای همیشه. در واقع، خداوند برای آنچه قرار است اتفاق بیفتد، جلال را دریافت خواهد کرد. او این بیماری را در دم خواهد انداخت.»
من متون مقدس را در مورد این موضوع جست و جو کرده ام. من شخصاً تک تک کتابهای مقدسی را که به شفا و کامل بودن و حتی مواردی که به بیماری اشاره می کنند، نگاه کرده و دست نوشته ام.
و من می توانم با اطمینان کامل به شما بگویم که خدا به شما بیماری نمی دهد. او آن را با شما نمی گذارد تا چیزی به شما یاد دهد. این فقط دروغی است که دشمن از آن برای مریض نگه داشتن شما استفاده می کند.
بیماری ظلم شیطان است. از شیطان میآید. از خدا نمیآید.
اما خدا از طریق عیسی مسیح شفا را فراهم کرد. او نمی خواهد فرزندانش بیمار شوند. او می خواهد که آنها به عیسی ایمان داشته باشند و شفای را که قبلاً فراهم شده است، دریافت کنند. ما منتظر آن نیستیم، از قبل مال ماست.
خدا در واقع منتظر شماست تا این مزخرفات مذهبی را که می خواهد شما مریض باشید، از سرتان بیرون کنید. زیرا تنها زمانی که از شر دروغها خلاص شوید، میتوانید شفای ارائه شده را باور کنید و دریافت کنید.
بنابراین، چه اتفاقی برای اوله لازاروس افتاد؟ خوب، از آنجایی که عیسی هرگز عجله نداشت، چند روز قبل از رفتن به ایلعازر صبر کرد. زمانی که ایلعازار به آنجا رسید، چهار روز بود که مرده بود.
این برای شهرت عیسی خوب نیست. او اساساً به ما دروغ گفت، درست است؟ او گفت که این بیماری به مرگ ختم نمی شود.
اما یک دقیقه صبر کنید. او هرگز نگفت که لازاروس نخواهد مرد. او فقط گفت که به مرگ ختم نمی شود. هوم
اما شاگردان عیسی در مورد همه اینها چه می گفتند؟ خوب، واقعاً خنده دار است. شاگردان را برای تسکین کمدی راهنمایی کنید:
یوحنا 11:16 NMV - آنگاه توما، که دوقلو نیز نامیده میشود، به دیگر شاگردان گفت: «بیایید ما نیز برویم تا با او بمیریم.»
از منظر آنها، همه امیدها از بین رفت. عیسی واقعاً این بار را به هم ریخته بود، بنابراین آنها می توانستند همه چیز را متوقف کنند. تمام افرادی را که عیسی قبلاً شفا داده بود فراموش کنید. او حتی دوست خودش را هم شفا نداد. تمام شد.
بنابراین، یک بار دیگر، عیسی خود را در محاصره افرادی می بیند که بی ایمان هستند. اما خوشبختانه یک نفر وجود دارد که حداقل در حال حاضر هنوز معتقد است:
یوحنا ۱۱:۲۱-۲۵ - آنگاه مرتا به عیسی گفت: «خداوندا، اگر اینجا بودی، برادرم نمیمرد. اما اکنون نیز میدانم که هر چه از خدا بخواهی، خدا به تو خواهد داد.»
عجب ما باید از مارتا راهنمایی بگیریم. او کاملاً از آنچه آنها در برابر آن قرار دارند آگاه بود. انگار خیلی دیر شده بود اما اگرچه غیرممکن به نظر می رسد، هر چه عیسی از خدا بخواهد، خداوند انجام خواهد داد.
در اینجا نحوه پاسخ عیسی به مارتا آمده است:
یوحنا ۱۱:۲۱-۲۵ - عیسی به او گفت: «برادرت دوباره زنده خواهد شد.»
این یک خبر عالی است. اما درست مانند بسیاری از چیزهایی که کتاب مقدس به ما وعده می دهد، مارتا نیز این وعده را به تعویق می اندازد:
یوحنا ۱۱:۲۱-۲۵ - مرتا به او گفت: «میدانم که او در روز قیامت دوباره زنده خواهد شد.»
"اوه، می دانم که در بهشت شفا خواهم یافت." "اوه، می دانم که در بهشت فراوان خواهم داشت." اوه، می دانم که از اسارت گناه رهایی خواهم یافت... در بهشت.
آیا کسی مانند مارتا تمایل دارد که وعده های خدا را به تأخیر بیندازد؟ در اینجا نحوه پاسخ عیسی آمده است:
یوحنا ۱۱:۲۱-۲۵ - عیسی به او گفت: «من رستاخیز و حیات هستم. کسی که به من ایمان آورد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد. و کسی که زنده باشد و به من ایمان آورد، هرگز نخواهد مرد. آیا این را باور میکنی؟»
این واقعاً ذهن آور است. عیسی میگوید تنها کاری که باید انجام دهید این است که او را باور کنید تا زندگی جاودانی دریافت کنید. شما ممکن است در این زندگی کاملاً مرده به وعده های خدا زندگی کنید، اما همچنان زندگی ابدی را به ارث خواهید برد.
اما اگر یک قدم جلوتر بروید به جایی که نه تنها به عیسی ایمان دارید، بلکه در عیسی زندگی می کنید، بهشت را در اینجا روی زمین تجربه خواهید کرد. زندگی فراوان شما اکنون آغاز خواهد شد و تا ابد ادامه خواهد یافت. و عیسی می پرسد: "آیا به این باور داری؟"
چون حق انتخاب دارید. شما می توانید به عیسی ایمان بیاورید، آن را رها کنید، و اگرچه زندگی زمینی شما ممکن است یک مبارزه باشد، ما شما را در بهشت خواهیم دید. یا می توانید به عیسی ایمان بیاورید و زندگی کنید و زندگی پربار خود را همین الان شروع کنید.
خدا تو را در هر صورت دوست دارد. اما من می توانم به شما بگویم، در آغوش کشیدن زندگی فراوان نه تنها به نفع شما، بلکه برای همه اطرافیانتان است. و واقعاً بهترین بخش در مورد فراوانی این است که شما را قادر می سازد در زندگی دیگران انجام دهید.
بنابراین، به همین دلیل:
پس از این گفتگو با مارتا، عیسی برای صحبت با مریم و برخی دیگر رفت و همه آنها گریه می کردند و ناراحت بودند زیرا فکر می کردند عیسی خیلی دیر شده است.
کتاب مقدس می گوید که عیسی نیز گریست. ما دقیقاً نمی دانیم که چرا عیسی گریه کرد، اما در زمینه آنچه که او در مورد آن صحبت می کرد، فکر می کنم او عمیقاً از بی ایمانی همه ناراحت بود.
هیچ پدر و مادری در اتاق تا به حال گریه کرده است زیرا شما از تصمیمات اشتباه فرزندانتان ناراحت شده اید؟ تو سعی کردی حقیقت رو بهشون بگی و اونها به حرفت گوش نمیدن.
اگرچه عیسی غمگین بود، اما او را از پیشبرد معجزه باز نداشت:
یوحنا ۱۱:۳۸-۴۰ - سپس عیسی، در حالی که دوباره در خود ناله میکرد، به مقبره آمد. غاری بود و سنگی بر آن گذاشته شده بود. عیسی گفت: «سنگ را بردارید.» مرتا، خواهر مرده، به او گفت: «ای آقا، اکنون بوی تعفن بلند شده است، زیرا چهار روز از مرگ او گذشته است.» عیسی به او گفت: «مگر به تو نگفتم که اگر ایمان بیاوری، جلال خدا را خواهی دید؟»
به یاد دارید که چگونه مارتا امیدوارکننده ترین آن دسته بود؟ او بود که گفت: "می دانم که هر چه از خدا بخواهی، خداوند به تو خواهد داد." و اکنون در اینجا او در تلاش است تا عیسی را از انجام معجزه منصرف کند.
ما هنوز در این کار امروز خیلی خوب هستیم. ما سعی می کنیم همیشه خدا را از انجام معجزه صحبت کنیم. «خدایا، اگر می خواهی من بیمار شوم تا تو را جلال بدهم، پس چنین باشد. من یک روز در بهشت شفا خواهم یافت.»
این نوع دعاها خدا را تحت تأثیر قرار نمی دهد. اگر بخواهم حدس بزنم احتمالاً آنها کاملاً آزاردهنده هستند. او فقط میخواهد شما را شفا دهد و شما مدام در مورد آن صحبت میکنید!
خوشبختانه، آنها سنگ را همانطور که عیسی به آنها گفته بود حرکت دادند. و این چیزی است که او در ادامه گفت:
یوحنا ۱۱:۴۱-۴۴ - عیسی چشمان خود را بالا انداخت و گفت: «پدر، تو را شکر میکنم که مرا شنیدی. و میدانم که همیشه مرا میشنوی، اما به خاطر مردمی که اینجا ایستادهاند این را گفتم تا ایمان آورند که تو مرا فرستادهای.» چون این را گفت، با صدای بلند فریاد زد: «ایلعازر، بیرون بیا!» و آن مرده، در حالی که دست و پایش به کفن بسته شده بود و صورتش با پارچهای پیچیده شده بود، بیرون آمد. عیسی به ایشان گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.»
ببینید! عیسی به شما گفت که این به مرگ ختم نمی شود. همه ما ترجیح میدهیم عیسی ایلعازار را قبل از مرگ شفا دهد، اما میدانید، این نیز مؤثر خواهد بود. زنده شدن لازاروس از مردگان چندان بد نیست.
خیلی وقتها پیش میآید که ما از درمان دست میکشیم، زیرا در جدول زمانی ما اتفاق نمیافتد. در کلیسا برای ما دعا می شود، و اگر این اتفاق فوراً رخ ندهد، تمام امیدمان را از دست می دهیم.
فکر میکنید چند وقت یکبار مردم شفای خدا را از دست میدهند، زیرا اگر در عرض 10 ثانیه نتایج را نبینند، از آن دست میکشند؟
فکر میکنید چقدر مردم شفای خدا را از دست میدهند، زیرا بعد از بیان کلمه باید یک قدم اطاعت بردارند، مانند زمانی که عیسی به بسیاری از نابینایان گفت که بروید گل را از چشمانش بشویید؟
آیا میتوانیم از این ایده که همه شفاها باید آنی اتفاق بیفتند کنار بیاییم و بدانیم که هیچ راه بدی برای بهبودی وجود ندارد؟ ما باید باور داشته باشیم که خدا ما را خوب می خواهد و هر چقدر هم که طول بکشد در ایمان باقی بمانیم.
در عین حال نباید وعده های خدا را به تأخیر بیندازیم. فقط به این دلیل که می دانیم همه شفاها آنی نیستند، نباید درمان آنی را به طور کلی حذف کنیم.
ما باید به سادگی باور کنیم: «خدایا، میدانم که تو دو هزار سال پیش، زمانی که عیسی زخمهای کمرش را زد، تو مرا شفا دادی. من اکنون آن شفا را دریافت میکنم و میدانم که چه الان نتایج آن را ببینم یا کمی بعد از آن من است.»
من از این بیماری نمی ترسم. من قرار نیست ناراحت باشم یا نگران باشم. من هیچ توجهی به این بیماری ندارم. زیرا تا جایی که به من مربوط می شود، قبلاً شفا یافته ام و نتایج آن را خواهم دید.»
مرقس ۱۱:۲۴ - بنابراین به شما میگویم، هر آنچه را که هنگام دعا درخواست میکنید، باور داشته باشید که آن را یافتهاید و به شما داده خواهد شد.
وقتی با ایمان چیزی را از خدا میخواهی، مهم نیست فوراً آن را ببینی یا نه. میدانی که از قبل مال توست و در راه است.
بهترین مثال مدرن امروزی که می توانم به شما بگویم بسته آمازون است. وقتی دکمه خرید اکنون را در دنیای دیجیتال فشار دهید، می دانید که آن بسته فردا در دنیای فیزیکی شما ظاهر می شود.
وقتی از خدا چیزی در قلمرو معنوی میخواهید، و بدون هیچ شکی در قلب خود ایمان دارید، بهتر است بدانید که در قلمرو فیزیکی ظاهر میشود. نمی دانی کی، اما در راه است. پس تسلیم نشو!
آیا می خواهید امروز با ایمان قدم بردارید و شفا دریافت کنید؟ همین الان انجامش بده
آیا می خواهید با ایمان قدم بردارید و زندگی فراوان دریافت کنید؟ همین الان انجامش بده